تبلیغات
دانشنامه امام رضا (ع) Imam Reza(As) Encyclopedia - هجرت امام رضا(ع) به ایران و تأثیرات آن بر انقلاب اسلامی
هجرت امام رضا(ع) به ایران و تأثیرات آن بر انقلاب اسلامی
مربوط به موضوع:  زندگی امام رضا (ع) |   مقالات | 

اشاره:

موضوع هجرت امام رضا(ع) به ایران، از زوایای گوناگون، متنوع و بسیار عمیقی برخوردار است كه ما لزوماً به همه جنبه های این سفر پی نبرده ایم.
تصور ما این است كه در اثر فشار دولت عباسی، امام(ع) مجبور به مهاجرت به ایران شدند و پس از وقایعی كه در طول دوران اقامتشان در ایران اتفاق افتاد، آن بزرگوار در نهایت به شهادت رسیده اند؛ اما در ورای این سخن، یك سری تحلیل های دیگری هم وجود دارد كه شایسته تأمل و بررسی است.
دكتر محمدهادی همایون، استاد دانشگاه امام صادق(ع) و معاون برنامه ریزی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این گفتگو با تشریح ابعادی از اهداف سفر امام رضا(ع) به ایران، آن را با موضوع تأسیس حوزه علمیه قم و در نهایت به شكل گیری انقلاب اسلامی پیوند زده كه توجه خوانندگان گرامی را به مطالعه این گفتگوی خواندنی جلب می كنیم:
گفتنی است كه دكتر همایون علاوه بر معاونت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ریاست پژوهشكده فرهنگ و هنر و اندیشه این وزارتخانه را هم بر عهده دارد.

مسأله هجرت حضرت رضا(ع) به ایران و تأثیرات همه جانبه آن، پیچیده تر از آن است كه بتوان همه ابعاد و زوایای آن را استخراج كرد. با وجود این، جناب عالی چه نگاهی به مسأله داشته و اساساً تحلیلتان در این باره چیست؟



** قبل از پاسخ به این سؤال، اجازه دهید با یك نگاه كلی تر، اصل پدیده هجرت در طول تاریخ و تأثیرات آن را در «تمدن سازی» مورد بررسی قرار دهیم. حقیقت این است كه بسیاری از تمدنهای جدی تاریخ، نتیجه یك سری مهاجرت ها، بخصوص از سوی انبیاء و اولیای الهی است. اگر بخواهیم از منظر زندگی انبیاء به این پدیده نگاه كنیم، به طور خیلی روشن در زندگی همه آنان، با اصل هجرت مواجه می شویم. از هبوط حضرت آدم(ع) گرفته كه به نحوی می توان آن را در همین مقوله تفسیر كرد، تا داستان طوفان نوح و سفر آن حضرت با كشتی و در نهایت تقسیم انسانها در جای جای زمین. یكی از مهمترین و روشن ترین سفر انبیاء، هجرت حضرت ابراهیم(ع) است كه قرآن بیان می كند «انی مهاجر الی ربی...» و بعد از آن هم با داستانهای دیگری همچون هجرت حضرت یوسف(ع) در تاریخ مواجهیم. چنانچه ملاحظه می شود، تقریباً در زندگی اغلب انبیاء، بحث هجرت و مهاجرت، یك بحث كاملاً اساسی است و البته پایه گذاری تمدن ها و بناهای مستحكم بعد از این هجرت ها نیز، موضوعی جدی تر از اصل هجرت ها، محسوب می شود. این روند تا زمان پیامبر اعظم(ص) ادامه داشت. واقعه هجرت ایشان برای ما به حدی عظیم و جدی است كه آن را مبنای تاریخ مسلمین می دانیم. این مسأله، اهمیت هجرت رسول خدا(ص) و تأثیرات آن بر اشاعه و گسترش تمدن اسلامی را می رساند. بعد از این جریان هم باز، موضوع هجرت و تغییر مكان جغرافیایی، موضوع مهمی در زندگی ائمه اطهار(ع) بوده است. اینكه در زمان امیرالمؤمنین علی(ع)، كوفه پایتخت و مركز حكومت اسلامی تلقی می شود، یك موضوع اتفاقی و ساده نبود بلكه دقیقاً بر اساس یك سری محاسبه هاست كه كوفه مركز تجمع شیعیان می شود. در آن روز، شام یك وضعیت خاصی داشته و حجاز هم از وضعیت دیگری برخوردار بود. در میان این دو مركز بزرگ، حضرت(ع)، كوفه را به عنوان پایگاه تشیع در آن روز، تأسیس می كنند. در زمان امام حسن مجتبی(ع) هم شاهدیم كه وقتی واقعه صلح حضرت با معاویه اتفاق می افتد، آن بزرگوار به مدینه بازگشته و مجدداً این شهر را پایگاه اهل بیت(ع) قرار می دهند. پس از این واقعه، ما با یكی از مهمترین هجرت های تاریخی كه مربوط به حضرت سیدالشهدا(ع) است، مواجه می شویم. شكل گیری حادثه عاشورا كه با هجرت حضرت امام حسین(ع) از مدینه آغاز شد، از مهمترین مقاطع تاریخی است كه شاید تا روز ظهور، مهمتر از این واقعه در تاریخ نداشته باشیم. با تأثیرات این هجرت و واقعه كربلا در احیای دین نیز آشنایی كاملی داریم. بنابر این بحث ثابت شد كه این هجرت ها و جابجایی های جغرافیایی، به هیچ وجه اتفاقی و یا تحت تأثیر شرایط ساده یك دوره خاص، نیست. همه این هجرت ها ریشه ای دیگر داشته و در امتداد و در كنار سایر هجرت ها، معنی دار هستند.

اگر اینطور است، هجرت امام هشتم حضرت رضا(ع) را به كدامیك از وقایع تاریخی پیوند می دهید؟

** حقیقت این است كه پس از واقعه عاشورا، یك نهضت معرفتی به رهبری ائمه معصومین(ع) آغاز می شود، جریانی بوده كه البته از صفر شروع نمی شد بلكه از زمان تلاش انبیاء و اولیاء بوده و وارد یك مرحله جدید و بسیار روشنی می شد. مرحله ای كه ائمه(ع) احساس می كردند باید برای ظهور، برنامه ریزی كرد كه تربیت نیرو، یكی از موارد آن برنامه ها بود. به هر حال اگر بنا بود به سمت ظهور پیش بروند، این كار بدون برنامه ریزی میسر نبود. برای همین است كه بعد از جریان كربلا، مراجعات شیعیان به ائمه(ع) كه مایل بودند شاهد اعلام قیام از سوی آن بزرگواران باشند، همیشه با پاسخ منفی حضرات ائمه(ع) روبرو می شود. پاسخ ائمه(ع)، نوعاً این است كه ما یار نداریم و به این وسیله به جریان ساختن اصحاب و تربیت نیرو برای آن اتفاق عظیمی كه قرار است در آخرالزمان شكل بگیرد، تأكید می ورزند. این جریانی بود كه بعد از حادثه عاشورا شروع می شود. یك بعد این جریان، در زمان امام سجاد(ع)، روشن می گردد. مقابله ای كه امام سجاد(ع) با جریان تهاجم فرهنگی یزید صورت می دهند، در قالب ترویج عرفان، دعا و نیایش است. كاملاً روشن است كه این رویه امام(ع)، پاسخی به اقدامات یزید و از همه مهمتر در راستای تربیت نیرو صورت می گرفته است. این بنای اخلاقی و عرفانی شكل می گیرد تا بر روی این بنای مستحكم، باقرین(ع) به ترویج اندیشه های ناب اسلام بپردازند. در این زمان با توجه به تغییری كه در نوع حكومت به وجود می آید، و حكومت از بنی امیه به بنی عباس منتقل می شود، یك وضعیت استثنایی به وجود می آید كه آن نهضت علمی، به طور جدی گسترش یافته و به اوج می رسد. یقیناً پایه بسیاری از دانشهایی كه ما امروز از آنها برخورداریم. در همان زمان بنا نهاده شد. در عین حال باید به این نكته مهم تأكید كرد كه سایه سیطره علمی این دو امام معصوم (امام باقر(ع) و امام صادق(ع)) بر ذهن ما همیشه به گونه ای بوده كه ما از اتفاق زمان امام رضا(ع) غافل مانده ایم.

كدام اتفاق؟

** ببینید، اوج جریان و شكل گیری نهضت ملی، در زمان امام رضا(ع) بود كه اتفاق افتاد. ما امام رضا(ع) را به عنوان عالم آل محمد(ص) می شناسیم. این نهضتی كه بعد از جریان عاشورا، دنبال می شد، در زمان حضرت رضا(ع) به اوج رسید. شاهد مثال اینجاست كه در میان خلفای عباسی، مأمون تنها خلیفه ای است كه به مراتب بیشتر از سایرین به موضوع علم توجه نشان می دهد. بعید است كه این مسأله یك امر اتفاقی باشد و یا به روحیات خاص مأمون مربوط شود و بخواهیم بگوییم كه مأمون خیلی اهل علم بوده است. یقیناً در مقابل سیطره علمی امام رضا(ع) و آن نهضت علمی را كه امام مدیریت می كردند، مأمون چاره ای جز توجه به مباحث علمی نداشت. اینكه او نهضت ترجمه را آغاز می كند، ظاهراً برای این بود كه این جریان، حركتی برای نهضت علمی ای بود كه امام(ع) در حال ایجاد آن بودند. مناظرات دربار مأمون هم از همین زوایه قابل بررسی است. یعنی همه اینها را می توان به نوعی برخورد منفعلانه مأمون، در برابر حركت های علمی امام رضا(ع) تفسیر كرد. پس جریان نهضت علمی در زمان حضرت به اوج خود می رسد. بعد از شهادت امام رضا(ع) ما به نحوی وارد دوران غیبت شده و آماده سازی شیعیان برای غیبت امام عصر(عج) را شاهد هستیم. به عبارت دیگر، اگرچه ما آغاز غیبت را از زمان شروع غیبت صغرای امام زمان(عج) می دانیم، ولی اصل این جریان، از شهادت امام رضا(ع) آغاز شده بود. ما در این دوره، با محدودیت های خاص ائمه برای ارتباط با شیعیان مواجه هستیم. اینكه امام جواد( ْع)، در كودكی به امامت می رسند، خود به خود پاسخی است برای ذهن مردم، زیرا كه قرار است در آینده، مهدی این امت، در سن كم به امامت برسد. در زمان امام هادی(ع) و امام عسكری(ع) هم می توان گفت كه این بزرگواران آنقدر در محاصره قرار می گیرند كه ارتباط رسمی آنها با شیعیانشان قطع می شود. بعد هم به وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) می رسیم كه این غیبت به طور كامل اتفاق می افتد.

گفتید كه نهضت علمی ائمه(ع) در زمان حضرت رضا(ع) به نقطه اوج خود رسید. سؤال این است كه اگر بنا به آماده ساختن مردم برای حضور در دوران غیبت بود، پس هدف از فعالیت های عظیم علمی ائمه(ع) و آن نهضت معرفتی كه به آن اشاره كردید چه بود؟

** این یك مسأله كاملاً كلیدی است. واقع مطلب این است كه بین این دو مطلب، پیوند عمیقی برقرار است. یعنی اگر قرار است كه این نهضت علمی- معرفتی در آخرالزمان ثمر بدهد و بر اساس آن، جریان تربیت نیروی انسانی و نهضت معرفتی شكل بگیرد، پس لازم بود كه این نهضت علمی- معرفتی در جایی به امانت گذاشته شود. اینجاست كه هجرت امام رضا(ع) به ایران، معنایی متفاوت به خود می گیرد و دقیقاً در همینجاست كه باید به دنبال نشانه ها و روایت هایی باشیم كه پیامبر خدا(ص)، در وصف ایرانیان آخرالزمان فرمودند. ما در بسیاری از روایات و حتی در تفسیر برخی آیات قرآن، در مورد استقامت و همچنین شأن علمی ایرانیان با سخنانی روبرو هستیم. این یك روایت مشهوری است كه می نویسند پیامبر(ص) بارها فرموده اند كه اگر علم حتی در ستاره ثریا هم باشد، مردانی از فارس(ایرانیان) به آن دسترسی پیدا می كنند. به واسطه وجود سلمان فارسی در بین صحابه، رسول ا...(ص)، به بهانه های مختلف این مسأله را مورد تأكید قرار می دادند كه آن اتفاق اصلی، در بین ایرانیان به وقوع خواهد پیوست. از سوی دیگر در روایات مربوط به آخرالزمان هم داریم كه یك انقلابی در ایران، منجر به آن جریان نهایی ظهور می گردد. اگر اینطور است- كه حتماً هست- باید آن را در ادامه همان نهضت معرفتی بدانیم كه از بعد عاشورا شروع شد و در دوره حضرت رضا(ع) به اوج رسید. حال اگر قرار باشد كه این علم، به ایران بیاید و به امانت گذاشته شود، طبیعی ترین راه آن، مهاجرت امام رضا(ع) به ایران است. در ظاهر قضیه، اگرچه این مسأله را با اتفاقات دوره عباسیان و فشار آنها بر حضرت پیوند می زنیم ولی در باطن قضیه همان نكته ای نهفته است كه به آن اشاره كردم.

برای این سخن، دلایل دیگری هم وجود دارد؟

** حتماً! با حضور امام(ع) در نیشابور، چه اتفاقی افتاد. مگر نه این بود كه حضرت حدیث «سلسلة الذهب» را در این شهر بیان فرموده وعده زیادی هم آن را نوشتند؟ اساساً موضوع ولایت و موضوع توحید و پیوند این دو، مسأله مهمی بود كه حضرت رضا(ع) با خود به ایران آوردند و به امانت گذاشتند. پاسخ مهمتر به سؤال شما، این است كه بعد از شهادت امام(ع) در ایران است كه ما با جریان عظیمی مثل حضور و انتشار گسترده امام زادگان بزرگوار در اقصی نقاط كشورمان روبرو هستیم. امامزادگان در این برهه های تاریخی و پس از آن به ایران می آیند و در نقاط مختلف سرزمین ما به شهادت می رسند تا هر كدام از آنها پایگاهی برای انتشار حقیقت توحید و امامت و آن حدیث سلسلة الذهب باشند. آنان این دو موضوع مهم را در گوشه گوشه ایران، انتشار می دهند و دقیقآً به مدد همین جریان امام زاده هاست كه تشیع در ایران تداوم می یابد تا به امروز می رسد. باز برای اثبات این سخن، به محل شهادت امام(ع) اشاره می كنیم. اگرچه امام رضا(ع) در مرو مستقر هستند ولی دست تقدیر خداوند، چنین رقم می زند كه محل شهادت امام(ع)، در مرو نباشد و اگر قرار است حضرت شهید شوند، این واقعه در طوس به وقوع بپیوندد. مسأله مهم بعدی كه در ذیل همین جریان حضور و هجرت امام رضا(ع) به ایران جای می گیرد، حضور حضرت فاطمه معصومه(س) در ایران است. از بركت وجود حضرت معصومه(س) در ایران است كه قم، امتیاز ویژه ای پیدا می كند. ما روایات زیادی در مورد فضل و برتری قم نسبت به سایر شهرها داریم و اینكه قم، شهر اهل بیت(ع) است و یا اینكه در آخرالزمان، علم از نجف رخت برمی بندد و به قم منتقل می شود و از همین شهر است كه جریانهای آخرالزمان شكل می گیرد. اینها همه از موضوعاتی است كه در روایات ما وجود دارند. شكل گیری حوزه علمیه قم نیز كه در پی این مهاجرت حضرت معصومه(س) به وقوع می پیوندد هم امری كاملاً روشن و قابل تأمل است. صدها سال بعد از شهادت حضرت فاطمه معصومه(س) و در مكانی كه جسم مطهر ایشان دفن می شود، تأسیس حوزه علمیه قم و ترویج علوم آل محمد(ص)، را از همین شهر شاهدیم.

آیا قصد دارید بین تأسیس این حوزه كه در حقیقت پایه گذار انقلاب اسلامی ایران بوده، با اهداف هجرت امام رضا(ع) به ایران، پیوندی برقرار كنید؟

** بله دقیقاً. درباره مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حایری یزدی، مؤسس جلیل القدر حوزه علمیه قم، گفته می شود كه ایشان در مسایل سیاسی، دخالت چندانی نداشتند، ولی واقعیت این است كه جریان پایه گذاری و تأسیس حوزه علمیه قم، سیاسی ترین جریانی است كه در تاریخ معاصر ما اتفاق افتاده است و نشانه هایی در تاریخ معاصر ما وجود دارد كه نشان می دهند مرحوم شیخ عبدالكریم حایری، كاملاً متوجه این جریان بوده اند و مردانه و شجاعانه، پای تأسیس حوزه علمیه قم ایستاده اند. مرحله دوم كه باز هم با وقوع انقلاب اسلامی ایران پیوندی عمیق دارد و به رد پای حضور امام(ع) در ایران مربوط است، همان مرحله ای است كه در زمان مرحوم آیةا...العظمی بروجردی(ره) شكل می گیرد. ما تاكنون این روند را در پیگیری هجرت امام رضا(ع) به ایران و متعاقب آن، حضور حضرت معصومه(س) در قم و شكل گیری حوزه علمیه این شهر بررسی كرده ایم. اینك وارد مرحله تازه ای می شویم كه مرحوم آیةا... بروجردی، هدایتگر آن بودند. به هر حال اگر قرار است بعد از سالها، انقلابی در ایران به عنوان یك پایگاه شیعی اتفاق بیفتد، باید جایگاه تشیع در جهان، از یك وجاهت خاصی برخوردار باشد و این رسالتی بود كه حضرت آیةا... بروجردی(ره)، آن را به انجام رساندند. مرجعیت تام و كامل آن بزرگوار، نه تنها یك انسجام جدی در حوزه علمیه ایجاد كرد، بلكه حاوی یك اتفاق مهم دیگری هم بود، اتفاقی كه ما كمتر به آن توجه كرده ایم و آن نگاهی بود كه ایشان در جهان اسلام، برای تشیع ایجاد كردند. تا پیش از این، تشیع به خاطر تبلیغات زهرآگین دشمنان، جایگاه چندان شایسته ای در جهان اسلام نداشت. گفتگوهایی كه ایشان با دانشگاه الازهر و شیخ الازهر انجام دادند و یك سری اقدامات مناسب دیگر، به تدریج موجب شد كه تشیع، جایگاه خود را به عنوان یكی از مكاتب اسلامی، تا حدودی باز نماید. و این مرهون زحماتی است كه مرحوم بروجردی كشیدند تا اینكه موضوع وقوع انقلاب اسلامی و ظهور شخصیت امام خمینی، به عنوان روشن ترین جریان عصر حاضر، پیش می آید و همه این اتفاقات، از آن روز شروع شد. اگر امروز فكر می كنیم كه از بركت انقلاب اسلامی ما، یك سری اتفاقات جهانی در شرف شكل گیری است و اگر موضوع بیداری اسلامی، هم اینك در حال تكوین و شكل گیری است، باید بدانیم كه همه این بركات از سرچشمه حضور علی بن موسی الرضا(ع) در ایران، سیراب می شود. زیرا این بیداری اسلامی یا معنویت خواهی جهانی، كه امروزه شاهدش هستیم، هیچ ریشه ای غیر از انقلاب اسلامی ایران ندارد. آن اتفاقی كه باید در طول تاریخ به وقوع می پیوست، با انقلاب اسلامی، وارد مرحله تازه ای شده است.

در خلال صحبت هایتان گفتید كه اوج نهضت علمی ائمه(ع)، در زمان حضرت رضا(ع)، اتفاق افتاد و امام(ع) هم این امانت را در ایران، به ودیعه سپردند. سؤال آخرم این است كه آیا ما امانتداران خوبی برای آن حضرت بوده ایم؟

** همین كه بعد از سالها تلاش علمای شیعه، می بینیم كه انقلاب اسلامی در ایران شكل می گیرد. خود به خود نشان می دهد كه تلاشها بی ثمر نبوده است. اینكه بگوییم حق مطلب را به طور كامل ادا كرده ایم، سخن درستی نیست. حق ولایت ائمه معصومین(ع) را كسی نمی تواند ادا كند ولی از روی نتیجه انقلاب اسلامی می توانیم بفهمیم كه این اتفاق افتاده است. اینكه مقام معظم رهبری، امروز تأكید جدی بر نهضت علمی و معرفتی در ایران دارند و به موضوعات محتوایی، نرم افزاری و سخت افزاری تأكید می ورزند، ناشی از نوع نگاه ما به همین موضوع است. البته آنچه امروز در راستای همان امانتداری، بر عهده ماست، اینكه این نهضت معرفتی و علمی را به سرعت تكمیل كنیم. ما چاره ای نداریم جز آنكه به قله های این جریان برسیم و این قطعاً شدنی است.
 

نویسنده : شرمنده شهدا   | نظرات()