تبلیغات
دانشنامه امام رضا (ع) Imam Reza(As) Encyclopedia - شیخ بهائی
شیخ بهائی
مربوط به موضوع:  شعر رضوی | 

ز گلزار معنی  

دلا تا به کی، از در دوست دوری

گرفتار دام سرای غروری؟

نه بر دل تو را، از غم دوست، دردی

نه بر چهره از خاک آن کوی، گردی



ز گلزار معنی، نه رنگی، نه بویی

در این کهنه گنبد، نه هایی، نه هویی

تو را خواب غفلت گرفته است در بر

چه خواب گران است، الله اکبر

چرا این چنین عاجز و بی‌نوایی

بکن جستجویی، بزن دست و پایی

سوال علاج، از طبیبان دین کن

توسل به ارواح آن طیبین کن

دو دست دعا را برآور، به زاری

همی‌گو به صد عجز و صد خواستاری:

الهی به زهرا، الهی به سبطین

که می‌خواندشان، مصطفی قرةالعین

الهی به سجاد، آن معدن علم

الهی به باقر، شه کشور حلم

الهی به صادق، امام اعاظم

الهی، به اعزاز موسی کاظم

الهی، به شاه رضا، قائد دین

به حق تقی، خسرو ملک تمکین

الهی، به حق نقی، شاه عسکر

بدان عسکری کز ملک داشت لشکر

الهی به مهدی که سالار دین است

شه پیشوایان اهل یقین است

که بر حال زار بهائی عاصی

سر دفتر اهل جرم و معاصی

که در دام نفس و هوی اوفتاده

به لهو و لعب، عمر بر باد داده

ببخشا و از چاه حرمان بر آرش

به بازار محشر، مکن شرمسارش

برون آرش از خجلت روسیاهی

الهی، الهی، الهی، الهی

*********************************

به حق پیمبر

الهی الهی، به حق پیمبر

الهی الهی، به ساقی کوثر

الهی الهی، به صدق خدیجه

الهی الهی، به زهرای اطهر

الهی الهی، به سبطین احمد

الهی، به شبیر الهی! به شبر

الهی به عابد! الهی به باقر

الهی به موسی، الهی به جعفر

الهی الهی، به شاه خراسان

خراسان چه باشد! به آن شاه کشور

شنیدم که می‌گفت زاری، غریبی

طواف رضا، چون شد او را میسر:

من اینجا غریب و تو شاه غریبان

به حال غریب خود، از لطف بنگر

الهی به حق تقی و به علمش

الهی به حق نقی و به عسکر

الهی الهی، به مهدی هادی

که او مؤمنان راست هادی و رهبر

که بر حال زار بهائی نظر کن!

به حق امامان معصوم، یکسر


نویسنده : شرمنده شهدا   | نظرات()