تبلیغات
دانشنامه امام رضا (ع) Imam Reza(As) Encyclopedia - زیارت امام رضا - بخش دوم
زیارت امام رضا - بخش دوم
مربوط به موضوع:  مقالات | 

آرامش دنیایی و آخرتی كه در زیارت امام رضا (ع) هست تنها آرامشی ست كه ما در روایات داریم كه بقیه معصومین ما حتماً هست ولی روایتشو نداریم . اومد خدمت امام جواد (ع) گفت آقا جان ! می خوام برم زیارت . نمی دونم به زیارت آقا امام حسین (ع) بروم یا زیارت امام رضا (ع) ، فرمودن : “ زیارت امام حسین (ع) مال همة مؤمنین و شیعیان هست ، اما زائران امام رضا (ع) خصوصی ها هستن .


” قدر نمی دونیم ، خدا شاهده شیرازی ها هم قدر امام رضا (ع) را نمی دونند . ایرانیا هم قدر امام رضا (ع) رو نمی دونن ، شخصی از اون طرف دنیا پیغام فرستاده بود كه به نیابت از او مقداری گندم بخرند و در حرم امام رضا (ع) بریزند ، گفته بودند كه تو در مدینه كنار قبر دختر پیغمبر (ص) ، پیغمبر (ص) هستی ، گفته بود : نمی دونم اما امام رضا (ع) یك چیز دیگه است ، شماها نمی دونید بعد فرمود كه ثواب زیارت قبر پدر من به اندازه هزار حج عمره است . هزار حج عمره ! آقا چند نفر از شما مشتاقید برید حج عمره ؟ چقدر افتخار می كنید ؟ از حج عمره كه برگشتید گرچه حج نیست اصلاً حاجی نیستید ، ولی چقدر می دوید دنبالش ؟ می گه هزار حج عمره مثل یك دونه زیارت امام رضا (ع) هست . یعنی بگی السلام علیك و بیایی بیرون ، این برابری می كنه با هزار حج عمره ! بعد اون راوی كه نشسته بود گفت : من یك مقدار شك كردم گفتم آقا جون هزار حج عمره ؟! آقا امام جواد (ع) فرمودن : نه هزار هزار حج عمره ، ( یك میلیون حج عمره ) البته به شرطی كه حق زیارت را بدونی ، ( همین كه من الان برای شما دارم می گم ) بدونی داری می ری جایی زیارت می كنی كه ثواب یك میلیون حج عمره داره . وقتی رفتی و برگشتی ، مثل اینكه یك میلیون حج عمره رفتی چون امام رضا (ع) خصوصی است . ثوابهایی كه به این زیارت تعلق می گیره ، ثوابهای خاص و خیلی عجیبه ، خیلی عجیبه ، در روایت دیگه ای از پیامبر اكرم (ص) داریم كه : كسی كه برود خانه خدا را زیارت كنه و بعد بیاد مدینه قبر منِ پیغمبر رو زیارت كنه و بعد قبر دخترم فاطمه (س) رو در بقیع و قبر علی (ع) در نجف و بعد كاظمین (پیغمبر اكرم (ص) داره یكی ، یكی پیش بینی میكنه این روایت معجزه است ) و قبر امام حسین (ع) رو در كربلا را زیارت كنه ، هنوز زیارتش كامل نشده ، مگر اینكه به طوس برود و قبر پاره جگرم علی بن موسی الرضا (ع) را زیارت كند . اینقدر پیغمبر (ص) حسین (ع) را دوست داشت امام مجتبی (ع) را دوست داشت ،‌ ولی با همه اینها می فرمایند : من 2 تا پاره جگر دارم یكی دخترم فاطمه (س) یكی پسرم امام رضا (ع) . یعنی نهایت عاطفه را پیغمبر (ص)‌ به كار برده . یك وقتی می گن من خیلی دوست دارم من احب الله احب حسینا محبت به لفظ می یاد ، اما یك وقت هست لفظ از بیان محبت قاصره ، اینجاست كه پیامبر (ص) می فرمایند : امام رضا (ع) پاره جگر منه . امام رضا (ع) همچین شخصیتی هست . به شرطی كه ما به حقانیت امام رضا (ع) عرفان داشته باشیم ، مقام امام رضا را بدونیم . بعضی از ماها همین طوری بدون توجه می ریم زیارت می كنیم ، می دونید چه خبره ؟ می دونی چكار داری می كنی ؟ امام رضا (ع) می فرمایند : (همه ائمه این طور هستند ، اما من این روایت رو از امام رضا (ع) و امام حسین شنیدم كه نقل شده ) هر یك از محبان ما به ما سلام می ده ما جوابش رو می دیم ، بعضی ها می شنوند ، بعضی ها نمی شنوند . اونی كه نمی شنوه ناراحت می شه ، حتی گناه هم می كنه ، می گم نه گناه نكن من دارم جوابتو می دم ، كجایی‌ ؟ اینقدر اینها عجیبند .


و در میان اهل بیت و ائمه (ع) یك نفر هست كه گفتند “ امام رضا ” چرا ؟ چون فرمودن رضاست ، رضا یعنی چی ؟ راضی شدن . از كی ؟برای ماهاهست دیگه ، ، برای بدها ، خوبها كه نمی خواد ازشون راضی بشه . این امام مهربون رو به ما ایرانی ها دادند . چرا قدر نمی دونیم؟


و بعد مردم ، زیارت مردم دو نوعِ یك زیارت عامه داریم ، یك زیارت خاصه و خواص . زیارت عامه اونایی كه می یان زیارت می كنن ، و حاجات عامه هم می خوان ،‌ دنیا ، مثلاً قبولی در كنكور ، تحصیل ، ازدواج ،‌ خیلی خوبه هیچ اشكالی نداره ، فرمودن بند كفشت اگه باز شد خاستی ببندی یك یا علی بگو ، از ما كمك بخواه ، ایرادی نداره ، این حاجات عامه ،‌ خودشون گفتند و از ما خواستند . نگو خودش می دونه . دوست داره تو بگی . برید یكی یكی همه مشكلات رو بگید ، مشكلات خودت ، مشكلات مملكت ، مشكلات پدر و مادرت ، مشكلات ذَوِالحُقُوق اونایی كه التماس دعا گفتن ، اونایی كه پای كاروان گریه كردن ،‌ همه ، همه ،‌ همه رو بگید ، هیچ اشكالی نداره ، اما گفتن كه حاجات دنیوی و عامه مانع حاجات خاصه نشه ،‌ خوب دقت كنید این جمله أی كه دارم می گم رو یادگاری داشته باشید . تو هیچ كتابی ننوشته من به زبون و لب مبارك یكی از اساتید شنیدم اسمشو حالا به دلیلی نمی گم ،‌ایشون فرمودن تخصص امام رضا (ع) در دادن تكامل معنوی به انسان هست ، به یك نگاه دلت رو از این رو به اون رو می كنه ! تا دیروز نمازات 2 زار نمی ارزید اما امروز نماز می خونی عرش كیف می كنه ، ( با یك نگاه ! )تا دیروز چشماتو نمی تونستی كنترل كنی ، می ری به امام رضا (ع) می گی آقا ،‌ جون جوادت ! این چشام امانت پیش تو . با همین یك نگاه تغییر می ده . من نمی خوام روایت كنم سال 74 شب میلاد امام جواد (ع) من یك گره عجیبی تو كارم بود ، خیلی عجیب این گره باز نمی شد . یك مجلسی بود تو محبین الائمه (ع) مشهد ، كوچه عیدگاه ، دلم شكست خیلی گریه كردم ، اومدم بیرون سركوچه عیدگاه پیچیدم سمت حرم گفتم آقا شب میلاد جوادت هست ، جون جوادت ! امشب عیدی منو بده ، همینو گفتم خدا شاهده از سال 74 تا حالا من دیگه اون مشكل بهم رجوع نكرده ، اون شب من تو حرم هم نرفتم ، می خواستم برم خونه ، ساعت 12 شب بود از همون دور گفتم . ولی دلم شكست و چون حاجت معنوی بود امام رضا (ع) توی برآورده كردن حاجات معنوی تخصص داره .


كاروان نوروز 78 ، یه بنده خدایی اومد پای اتوبوس ، گفت ، آقا من می خوام با شما بیام ، گفتم ، آقا نمی شه ، گفت چرا ؟ گفتم آقا این مخصوص بچه های كانونه ، باید یك مقداری شركت كرده باشی ، بعد گفتش كه والله من جلسه اول اومدم اینجا ، خیلی ام آدم بدی ام ، بذارید من بیام ، گفتم ، نمی شه چكار كنم ؟ قیافشم قیافه أی نبود كه من صلاح بدونم با این نسل جوون پاشه بیاد ، گفت : آقا ! اگر خودم بیام ، اون جا راهم می دید ؟ گفتم پاشو بیا ، شب اول اومد ما اونجا بودیم ، این مثلاً 2 ساعت بعد از ما رسید اومد یك كم احوالپرسی كرد و یك چایی خورد و گفت : ( آی شمایی كه مثلاً 20 سال دارید می رید امام رضا (ع) و برمی گردید ، ببینید خدا رو من شاهد می گیرم ، برای من تعریف كرد ) آقا ! 12 سال هست كه من بالغ شدم ، یك ركعت نماز در خونه خدا نخوندم ، یك ركعت نماز ! همه گناهی ام كردم ، فقط به دلم برات شده ، من می خوام برم حرم امام رضا (ع) ، با همین نیتی كه شما گفتید ، می خوام برم و حاجت معنویم رو بگیرم . این رو گفت و رفت ، كی برگشت ؟ ساعت 3 نصفِ شب ! من بیدار بودم ، اتفاقاً با بچه ها توی آشپزخانه بودیم . دیدم اصلاً حسابی به هم ریخته ، چشماش یه حالتی شده بود ، من مشكوك شدم گفتم نكنه مواد مخدری ، چیزی كشیده ، اصلاً صورتش بهم ریخته ، اومد نشست پهلو من گفتش كه آقا ! اگه من بخوام وضو بگیرم چه جوریه ؟ ( این اصلاً‌ شیراز نمی دونست كه مسلمونه ، نمی دونست اول باید روی دست چپش آب بریزه یا دست راستش ) وضو رو بهش یاد دادیم ، بعد گفتش كه آقا ترمینال ساعت چند باز می كنه ؟ گفتم 4 صبح ، گفت : كاری ندارید ؟ 2 تا همبرگر با یه تیكه نون برداشت ، گفت تبركاً می برم ، من برگشتم شیراز ! گفتم : چی شد ؟ گفت : هیچی آدم شدم ! ( من اون شب خیلی دلم شكست ، به امام رضا (ع) گفتم : آقا ! 0 سال كنار قبرت زندگی كردم هنوز آدم نشدم ) اومدیم شیراز شاید یك ماه یا 2 ماه بعد از كاروان بود ، زنگ زد ، گفت : آقا ! منو می شناسید ؟ گفتم : بفرمائید ! گفت : من همون هستم كه یه شبه سگ اومدم ، آدم برگشتم ! گفت : می شه خدمتتون برسیم ؟ گفتم : شنبه شب بیا كانون . اومد گفت : من تو نمی یام ، فقط اومدم بهتون همین رو بگم . اومدم شیراز 4 میلیون و خورده ای پول و یه مقدار وسایل داشتم ، همه رو فروختم همون یك هفته أی كه داشتم می فروختم یكی مراجعه كرد كه فلان آخوند ، گفته دخترم رومی خوام به تو بدم ، ( مجرد بود ) گفتم به من لات می خواد دخترش رو بده ؟! گفتن : بله . می گفت : رفتم ، گفت این دخترم مهریه اش یك جلد كلام الله مجید هست و یه مهریه دیگه هم داره ، باید بری مشهد زندگی كنی ؟ كنار امام رضا (ع) ! گفتم : آقا ! قضیه چیه ؟! منو از كجا می شناسید ؟! من خودم داشتم می فروختم برم مشهد . گفت : من كه تو رو نمی شناختم ، دیشب خوابیده بودم ، آقا اومد به خوابم ، گفت : می ری فلان آ‌درس ، دخترت رو به عقدش در می یاری می گی بیاد پیش من ،‌ من منتظرشم !!


اینها رو به من گفت و رفت . دیگه هم من ندیدمش . 4 سال من ندیدمش . اینه امام رضا (ع) این آقا كیه ؟!می خوای یه جوری امام رضا رو بشناسی ، بفهمی ، نمی تونی ! فقط من اینقدر فهمیدم ، اینقدر این آقا كریمه ، كه به من بدم نگاه می كنه ، اینو فهمیدم از ته دل فهمیدم . ولی اگه خوب باشی چه جوری نگات می كنه ؟!می خوای خوب باشی ؟ می خوای خوب بشی ؟ پرونده سفر مشهدِت بازه ، گریه های امشبت رو هم می نویسند ، یا امام رضا (ع) .


حالا اون قضیه كه براتون گفتم ، نقل كنم ، چند شب پیش كه ما یزد بودیم یك خادمی از امام رضا (ع) هم اومده بود ، می گفتش كه چند هفته پیش كه برای افتتاح طرح جدید حرم امام رضا (ع) رفته بودیم ، همه كسانی كه به نحوی سهیم بودن ، برای افتتاح دعوت شده بودن ، بین اونها یك مهندس اتریشی بود كه كارش طراحی سردرها بود ، این هم نامه نوشتن كه به خرج امام رضا (ع) بیا مهمون مایی ، گفت این مهندس كه برای بازدید اومده بود ، منم همراش بودم ، جاهای مختلف حرم رو نشون می دادم . تا اینكه رسیدیم جلوی پنجره فولاد ، وقتی دید یه عده ای كنار پنجره فولاد خوابیدند ، گفت : آقا ! اینا چرا اینجا خوابیدن ؟ گفتم : اینا مریضند ، اومدن از امام رضا (ع) شفا بگیرن . یه نگاهی كرد گفت یعنی این آقا مریضا رو شفا می ده ؟! گفتم بله ، گفت تا حالا كسی رو شفا هم داده ؟! گفتم الاماشاء الله ! ( آی مریض های گناه ! امشب شفاتون رو بگیرید )دیگه هیچی نگفت ، چشمای این مهندس اتریشی پر از اشك شد رفت سمت پنجره سرش رو گذاشت رو پنجره و یك چیزی به زبون خودش گفت ، مترجم كه حساس شده بود گوش داد ، بعد اومد این طرف ، دیدم مترجمه داره گریه می كنه ، گفتم : چیه ؟ این مهندس اتریشی چی می گه ؟ گفت : داره می گه : یا امام رضا ! پسرم فلجه ، اینا می گن تو مریضها رو شفا می دی . خادم ادامه داد كه ساعت سه یا چهار نیمه شب بود ، خوابیده بودم دیدم مترجم و مهندس اتریشی سراسیمه اومدند و در زدند ، در رو باز كردم ، مهندس داشت گریه می كرد ، پرسیدم : چی شده ؟ گفت : آقا جون ! منو به جایی ببر می خوام شیعه بشم . نشوندمش تا آروم شد ، گفتم : بگو ببینم چی شده ؟! می گفت تو اطاقم خوابیده بودم ، تلفن چی گفت : از اتریش زنت زنگ زده ، پشت خط منتظره ، گوشی رو برداشتم ، زنم داشت گریه می كرد ، از من پرسید: شوهرم تو كجا رفتی ؟ تو ایران چه خبره ؟ گفتم : چطور مگه ؟ اتفاقی افتاده ؟ همسرم گفت : تو اتاق نشسته بودم دیدم بچه ام توی اتاق روی پاش ایستاده ، دور اتاق داره می گرده . یه چیزی می گه من نمی فهمم چی می گه . همین طور كه راه می ره ، داره گریه می كنه ، حالش خوب شده . گوشی رو می دم خودش اون حرفی روكه داره می زنه گوش كن ، ببین متوجه می شی چی داره می گه ؟ من كه نمی فهمم . و بعد گوشی رو داد به پسرم ، پسرم با همون زبون و لهجه اتریشی داره می گه یا امام رضا ! با گریه پرسیدم : پسرم چی شده ؟ جواب داد : بابا ! خوابیده بودم یك وقت دیدم در اتاق باز شد یه آقای دوست داشتنی و زیبا و مهربان وارد شد ، یه دستی بر روی پاهام كشید ، گفت : پاشو راه برو ، گفتم : آقا جون اسمت چیه ؟ گفت : امام رضا (ع) هستم ، فقط به بابات بگو یادش نره چه قولی به من داده ! من از این خادم پرسیدم الان كجاست ؟ گفت : اومده مشهد زندگی می كنه ، زن و بچه اش رو با خودش آورده . بهش گفتم اگه بتونی تو این كاروان بیاریش خیلی خوبه ، یك قولی به من داده ، یك بارم اونجا برات تعریف كنه خودش تعریف كنه ، اما من امشب اینو می خوام بگم بچه فلج تو اتریش خوابیده ، امام رضا (ع) كمكش می كنه تو رو هم كمك می كنه ، فقط جای امام رضا (ع) خالی بود تو كربلا

والسلام

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

نویسنده : شرمنده شهدا   | نظرات()