تبلیغات
دانشنامه امام رضا (ع) Imam Reza(As) Encyclopedia - رؤیا در بیدارى
رؤیا در بیدارى
مربوط به موضوع:  کرامات امام رضا(ع) | 

من كه الآن 10 ساله هستم سه دفعه موفق شده ام همراه بابا و مامانم به مشهد مقدس بروم. از این سه دفعه، دفعه آخر كه به مشهد رفتیم، پارسال تابستان بود. بهترین خاطره من كه اكنون برایتان تعریف مى كنم در همین سفر آخر برایم اتفاق افتاد.
درست روز آخر بود كه براى آخرین بار دست بابام را گرفتم و با هم به طرف حرم حركت كردیم. قلبم پر از شادى بود و تند تند مى زد. مى خواستم هر چه زودتر به حرم امام برسم. خلاصه، همراه بابام وارد حرم شدم. خیلى شلوغ بود. اصلا فكر نمى كردم كه بتوانم به ضریح نزدیك شوم. دست بابام را محكم گرفته بودم. بابام زیارت حضرت رضا را زیر لب زمزمه مى كرد و من هم گوش مى دادم. بابام مهر نماز را برداشت و شروع كرد به خواندن نماز. در همین موقع نگهان خادمین اعلام كردند كه همه از حرم بیرون بروند. فكر مى كنم مى خواستند حرم را تمیز كنند. مردم دسته دسته از حرم دور مى شدند، ولى بابام هنوز مشغول نماز خواندن بود. من كه جلوى بابام نشسته بودم در یك لحظه دیدم هیچكس اطراف ضریح امام نیست. فورا به طرف ضریح دویدم. در یك لحظه فكركردم كه خدا را به من داده اند. از خوشحالى دائم ضریح را مى بوسیدم و به آن دست مى كشیدم و صلوات مى فرستادم. فكر مى كردم كه خواب مى بینم. ولى واقعا خواب نبودم، بیدار بودم... بله بیدار بودم و به آرزویى كه در دو سفر قبل نرسیده بودم، در سفر سوم خود به مشهد، آن هم در روز أخر، رسیدم. أرزویى كه براى هر كسى كم اتفاق مى افتد.
محمدعلى مجیدى كوهبنانى ، 11 ساله، كوهبنان كرمان


نویسنده : شرمنده شهدا   | نظرات()